ساده زیستی

با نام خدا-سیاره زمین سیاره منتخب تکامل است-یعنی تنها مکانی است که در آن حیات به صورت تکامل یافته وجود دارد-ممکن است در جهان هستی حیات در سیارات دیگری هم موجود باشد ولی بدون شک آن حیات-حیات ابتدائی از رده نباتی و حیوانی خواهد بود. لیک تنها حیات متکامل فقط و فقط در سیاره زمین ما جاری است. حیات در زمین ما از حیات حرکتی شروع و در ادامه به حیات نباتی و حیوانی و انسانی ختم گردیده است و این سیر تکامل ادامه دارد و خواهد داشت.مرحله ای که ما فعلا در آن قرار داریم مرحله تکامل اجتماعی و گذر به مرحله تکامل فردی است. مرحله ای که انسان های هوشمند هم از نظر خوبی و هم از نظر بدی به درجات بالاتری رسیده اند و می رسند. دو راه متفاوت و متمایز از هم در قبال انسان ها پدیدار گشته است-راه اول و راه دوم-راه سومی هرگز و ابدا وجود ندارد و نخواهد داشت. حال ممکن است ما به اختیار و انتخاب-خودآگاهانه یا ناخودآگاهانه در مسیر یکی از این راه ها قرار گرفته باشیم. راه اول راهی است به سوی معنویت گرائی با درجه خلوص های متفاوت (به فرض ازشماره یک تا صد ) و راه دوم راهی است به سوی مادیت گرائی آن هم با درجه خلوص های ذکر شده- صحبت من در اینجا با راه دوم کاری ندارد تنها جهت آگاهی به اختصار بیان می گردد که اصل ها و ارزش های مادیت گرائی عبارت اند از ( مالکیت-قدرت-قلمرو-غریزه-ذهنیت ) اما راجع به راه اول-راه معنویت گرائی که اولین اصل آن که بهترین و بزرگ ترین و بالا ترین ارزش در جهان هستی محسوب میگردد عشق و آگاهی به خداوند است. راه اول راهی است به سوی حقیقت و دست یافتن به آن-راهی است بسوی شکستن حلقه های اسارت اصل و ارزش های مادیت گرائی-راهی است بسوی روح آفرینی و روح پروری-..... و ادامه حیات تنها و تنها -فقط و فقط با ساده زیستی. ساده زیستی از عالی ترین و ممتازترین ارزش های اجتماعی و فردی است-ارزشی که روح انسان را صیقل و جلا می دهد-براق تر و زلال تر و شفاف تر می سازد-ساده زیستی تجربه کردن کمال شعور و اراده از منظر تکاملی است. مالکیت و تصاحب هر چیزی برای انسان ساده زیست هیچ مفهوم و معنائی ندارد-قدرت و شهرت برای اش پوچ و تو خالی است-هیچ قلمروی خاص و عامی نمی شناسد و ندارد-غریزه اش نمی تواند بر اراده اش فایق آید-و ذهنیت اش نمی تواند او را به فریبد و او را از عینیت دور سازد. برادر بزرگ ام خطاب به من می گوید : انسان برای یک باربه دنیا می آید و باید ارج و قیمت آن را بداند-و ادامه می دهد که من هم دوست دارم معنوی گرا باشم و شاکروشکرگذار همیشگی خداوند-و ازطرف دیگر در تلاش یک زندگی خوب و بهتر-من خواهان بهترین ها هستم-یک شغل عالی و پر درآمد-صاحب خانه ای زیبا-همسرخوب و مهربان و وفادار-فرزندان نمونه ازنظر آداب و اخلاق-وسیله نقلیه ایده ال شخصی-دارای سرمایه کافی-خواهان سرمایه گذاری های بیشتر جهت رفاه حال همسر و فرزندانم-من خواهان آن هستم که بعد ازمن همسر و فرزندانم هیچ کم و کسری از نظر مالی و مادی نداشته باشند-من خواهان حفظ ایمان و اعتقاداتم برای همیشه می باشم-من می خواهم برای همیشه انسان صادق و درستکار و با وجدان باشم-من می خواهم در حد توانمندی های خودم به سایرانسان ها یاری و کمک نمایم-درکارها و امورات خیریه و کمک دوستانه شرکت نمایم-و غیره و غیره-حالا به نظرتو من انسان معنوی گرا نیستم-آیا انتخاب من انتخاب راه اول نیست. در جواب برادرم گفتم: برادر عزیز- اگر خوب به کلام من توجه می کردی متوجه می شدی که من گفتم -راه معنویت گرائی راهی است با درجه خلوص های متفاوت به فرض شماره یک تا صد-و به یقین می گویم راه انتخابی تو راهی است که در درجه خلوص شماره یک باقی مانده و با وضعیتی که شرح دادی به درجه خلوص شماره دو نخواهی رسید و باید بیشتر مواظب باشی که از درجه خلوص شماره یک به صفر سقوط نکنی-و نیشخند برادربزرگ تنها جوابیه من از طرف او بود./92/06/06

/ 0 نظر / 6 بازدید