شعر آرزو

من آرزوی ام-مثال گل سرخ-که ریشه ام خشکیده چو کوخ-اما- چشم های ام سرشار از آب اند- و به برگ و ساقه های ام می گیرم رخ/ برگ های ام زرداند- ساقه های ام زردتر- شور زندگی بر آنها- پر دردتر و پر سردتر-مهتاب هست به جا-لیک-خورشید نیست- روشنای مهتاب هم شده کم سو تر/ و من آرزوی ام- از عطر خویش- نخ خواهم ساخت- از نخ های خود- ریشه خواهم بافت- از بخشش آب - به برگ و ساقه های ام-به زردی و خشکی های ام- خواهم تاخت/ و من آرزوی ام- به سردی ها و زردی ها- نباید داد امان- زندگی را باید شوراند- به گرمای زمان- خورشیدی باید ساخت در قلب مهتاب- که از گرمای آن-گردد روشن به جهان.

/ 0 نظر / 6 بازدید