بانام خدا مفقود گشتگی

بانام خدا-

مفقودگشتگی (مرگ بی نام و نشان - مرگ پنهان - مرگ در خلوت - خلوت خود با خدا) مفقودگشتگی جواب سوال چه باید کرد- ساده زیست ان است. انسان هایی در ساده زیستی شان - متوجه می شوند که دیگر به آخر خط رسیده اند - یعنی از لحاظ جسمی بیمار و ناتوان و از منظر روحی زیر حملات آشفتگی و پریشانی - برای جلوگیری از سقوط شان به درجه پایین و برای جلوگیری از آلوده نساختن روح شان - چاره ای جز مفقودگشتگی ندارند. و این رفتن و این راهی شدن برای شان اجتناب ناپذیر است - شاید نقطه پایان ساده زیستی شان باشد - یعنی در درجه ای از مرحله تکامل فردی قرار گرفته اند که برای پاک و مطهر ماندن روح شان چاره ای جز این ندارند. آنان باید با مرگ شان روح پاک شان را راهی مرحله آخر تکامل بنمایند - مرحله تکامل روحی - این مرگ=مرگ بدون خبر و اطلاع است - این مرگ=مرگ با شوق و شور است - این مرگ=مرگ اختیار و انتخاب است - و این مرگ=مرگ مقبول است/مقبولیتی از طرف خدای شان........................................................................  در یکی از این صبح های تکراری که از خواب بر می خیزیم بعد از به خود آمدن باید شروع به اجرای تصمیم خود گیریم - در نامه ای به بازمانده گان یا دوستان یا همسایگان یا مراجعه کننده گان - اعلام می نماییم که به علت تصمیم به سفر طولانی و شاید بدون بازگشت - هر آنچه مانده از اینجانب (رخت و لباس/وسایل خانه/وسایل شخصی/کتاب/تلفن همراه/کامپیوتر/دست نوشته ها/داروجات مصرفی/کارت های شناسایی هویتی و بانکی/وجه نقد/وغیره...) را به هر شکل دلخواه که تصمیم می گیرند عمل نمایند - بعد از آماده شدن راهی مکانی می شویم که قبلا انتخاب و اختیار کرده یا اینکه در حین راه انتخاب و اختیار می نماییم. مکان انتخابی مان باید ویژگی هایی را داشته باشد: ساکن و آرام بودن/ساکت و خلوت بودن/از دست رس انسان ها دور و خارج بودن/رد احتمال پیدا گردیدن/و..... بعد از یافتن چنین مکانی و بعد از استراحت کوتاه مدت - با خدای مان به خلوت می نشینیم - با تمام وجودمان عشق و آگاهی کامل مان را به خدای مان اعلام می نماییم - بعد از این لحظات شوق و شور - هر انتخابی را که برای رفتن مان گرفته ایم آن را عملی می نماییم - ودر آخرین لحظات حین خاموشی کلمه مقدس خدا را مدام اعلام و تلفظ می نماییم./        ۹۳/۵/۲۰

/ 0 نظر / 12 بازدید